![]() |
شرمنده از تاخیری که بین این پست با پستای قبلیم افتاد دیگه زندگی متاهلی و هزار دردسر
قبل از اینکه این پستمو شروع کنم از دوستای خوبم میخوام که بزرگترین سوتی که تو زندگیشون دادن را واسمون بنویسند
واسه خنده دار ترین سوتی هم بعد یه کارایی میکنیم
خوب میایم سر خاطره این پستمون![]()
دو سال پیش وقتی مامان وبابام تازه از مکه اومده بودند روز دوم ساعت 10 شب وقتی اخرین سری از مهمونا رفتند منو دختر خالم
ودو تا از خاله هام که همگی در نقش خدمت کار انجام وظیفه میکردیم
هر کدوم یه جا دراز کشیدیم
دیگه احتمال دادیم کسی نمیاد اما با
این حال بابا گفت در خونه را باز بزارید ![]()
هر چی اصرار کردم که بابا بذار من تو یه برگه بنویسم ساعت بازدید از کی تا کی هست![]()
بابا قبول نکرد![]()
منم بیخیال شدم گفتم دیگه واستون افکار سازندم را رو نمیکنم![]()
![]()
بگذریم همین طور که هر کدوم یه جا افتاده بودیم کاسه های نوخوچیمون را گذاشتیم کنارمون و شروع کردیم به رسم شیرین نوخوچی خورون![]()
![]()
از بازید کندگان تعریف کردن که:![]()
فلانی را دیدی چه لباسی پوشیده بود اه اه اه![]()
وای زن داداش فلانی را دیدی چه دختری بود به به به![]()
البته
این اسم نوخوچی خورن را ما برنامه اموزنده شبهای بربره برداشتیم
تا قبلش از واژه عربی غیبت استفاده میکردیم ![]()
بگذریم
تو همین حالت بودیم که از صدای ترقه که پشت سر هم در خونمون زدند همگی جا خوردیم ![]()
هنوز تو شوک ترقه ها بودیم که دیدیم در باز شد و
بیست نفر دختر وپسر با هم ریختن توخونه![]()
یعنی دقیقا تو چند لحظه 20 نفر وسط سالن بودن![]()
منم که ترسو جیغ کشیدم
پشت سر من خاله هام وبعد واسه اینکه اونا هم با ما همراهی کرده باشن با ما همصدا شدند![]()
دقیقا 2 دقیقه 25 نفر با هم جیغ میکشیدیم
از اون شب به بعد هر روز یه قسمت از خونمون ترک میخوره وقتی تحقیق کردیم گفتن از اثرات همون جیغی
بوده که کشیدیم![]()
تو همین حالت بودیم که بابام که از همه سنش بالاتر بود چنان فریادی زد که همه ساکت شدیم
بعد که سووال کرد که اینجا چیکار میکنن![]()
گفتند که مگه اینجا عروسی نیست گفتیم نه عروسی چندتا خونه بالاتره![]()
چون در خونه ما باز وچراغونی هم بود و مهمونای ناخونده مشروبات الـــــــــــــــــــــکی مصرف کرده بودند خونه را اشتباه گرفته بودند![]()
خلاصه اونا که رفتن بابا منو کلی دعوا کرد که چرا جیغ زدم![]()
گفتم خوب خیلی ترسیده بودم(الکی)
میخواستم هیجانش بیشتر بشه
اما خدایش خیلی شوکه شده بودیم
اما جیغی که طولانی شد تقصیر من بود![]()
کلیا باحال بود![]()
امیدوارم خوشتون اومده باشه![]()
حالا نوبت شماست که ضایع ترین سوتی که تو عمرتون دادید واسمون بنویسید![]()
ممنون از همه شما که تنهام نمیذارید![]()
یا حـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــق![]()



