تبليغاتX
جمعه بازار
وای که چقدر دلم واستون تنگ شده بود 
سلام

به زیبایی تموم ستاره های اسمون

وقتی بعد سه ماه واندی نشستم پشت سیستم ونظرات شما دوستای نازنینمو خوندم

فقط اشک ریختم وقتی این همه لطف و صفای شما ها را دیدم میخواستم فریاد بزنم

اخه میدونید بچه ها واسه چی نبودم علی چند ماهی میشه ماموریت رفته ومنو تنها گذاشته منم خونه مامانیم هستم وگذشته از این دودوزه بازی بهترین دوستام کمرمو شکست کسایی که همه زندگیم بودن

بازم میام و واستون درددل میکنم از همه کس بریدم اخه گناه من چیه که دستم نمک نداره

فکر میکردم خیلی تنهام نبودن علی هم بیشتر ازارم میده

وقتی اومدم وکامنت شماها را خوندم انگار زنده شدم وتونستم بعد از ۲ ماه یه لبخندی بزنم ودست بکار بشمو چند جملهای بنویسم

امدم که به همتون وهمتون وهمتون بگم عاشقانه دوستتون دارم تنهام نذارید

میلاد با سعادت صاحب زمان هم بر تموم مسلمین از جمله دوستای گل خودم مبارک

 

دوستتون دارم یه عالمه

 

نگو  نه

 

اره میدونم خیلی کمه

ماندگار به ماندتون شقایق

یا حق

|+|
نوشته شده توسط شقایق در چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385 و ساعت 22:41