![]() |
فردا اگه مردم نيا چه فايده نوش دارو ديگه
بازم سلام
بازم يه روز ديگه
بازم يه پست ديگه
خودمونيم دارم كم كم فعال ميشم
خدايش ديگه بزرگ عزيز نميتونه بگه اگه خورشيد از غرب طلوع ميكرد اين همه متعجب نميشدم كه بنده يه پست دادم![]()
قبل هر چيزي بگم اگه حال نداري بخونيش بيخيال شو چون بايد دقيق بخوني ودرس بگيري![]()
اگه پست قبلي بيمزه بود شرمنده
راستشو بخواييد اگه منم يه جايي برم كه مطالبش خودموني نباشه فرار را ترجيح ميدم![]()
پست امروز من همونجور كه عنوانش را مشاده كرديد تقلبه اما اين تقلب با بقيه تقلبها فرق ميكنه![]()
![]()
قبل از هر چيز بگم كه درس خوندن من جز حكايات روزگاره
اگه دست خودم بود اصلا شروع نميكردم كه الان واسه تموم كردنش اعصاب وروانم و درگيرش كنم اما حيف... ![]()
به قول علي ميگه :
ديگه واسه خودت مامان بزرگ شدي
اما من بهش با تمام غرور ميگم(ز گهواره تا گور دانش بجوي)
وچون به اين اصل خيلي اعتقاد دارم نميخوام زود تمومش كنم ... ![]()
از حاشيه بگذريم بنده چون سني را در اين دانشگاه به سر بردم
شاهد خيلي اتفاقات از جمله تولد دختر كوچولو دوستم
ومرگ يكي از همكلاسيهام
و (ازدواج دوست صميميم با مدير گروهمون)
اصل قضيه تو همين پرانتزاست![]()
![]()
چون مدير گروهمون شوهر دوستمه ديگه از هفت دولت ازادم
ايشون در حق بنده لطف ميكنه و در خيلي مسائل منو كمك ميكنه
(ناشي از همون بند پ
) واقعا هم كه ادم چه لذتي ميبره وقتي خيلي زود بدون ايستادن در صف و... كاراش رو قلتك ميافته![]()
بگذريم موقع انتخاب واحد وقتي مدیر گروهم برگه را بهم داد ديدم واسم زبان هم زده ![]()
گفتم بيخيال زبان بشيد من هيچي حاليم نميشه
گفت اخرش كه بايد بگيري تازه اين عموميه دو تا هم تخصصي داري
ديگه داشت گريم ميگرفت
گفتم منكه ميافتم
اما ديگه شماييد نميشه رو حرفتون حرفي زد
اما من گفته باشم هنوز نگرفته دونسته افتادم![]()
وقتي جلسه اول را سر كلاس رفتم تازه متوجه شدم همون چند كلمه هم كه بلد بودم ديگه بلد نيستم ميدونيد چرا؟![]()
چون از اول كلاس تا يه ربع اخر كلاس داشتم دنبال مباحثي كه استاد توضيح ميداد ميگشتم ![]()
وقتي پيداش كردم يكي از بچه ها گفت استاد خسته نباشيد![]()
هم خندهام گرفته بود
هم اعصابم خردشده بود
چون اون روز فقط همين يه كلاسو داشتم![]()
بگذريم![]()
![]()
سه شنبه گذشته امتحان زبان داشتم
چند روز قبلش دوستم بهم زنگ زد وگفت شوهرم (مدیر گروهمون)گفته بهش بگو نميخواد بخوني
به استاد سفارش كردم بهت تقلب بده ![]()
![]()
![]()
واي شما خودتونو جاي من بگذاريد چه حالي پيدا ميكنيد
كم كم داشتم از تو گوشي رد ميشدم برم اونطرف خط عاطفه را ماچ مالي كنم اما نشد![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
فقط بايد روز امتحان پيش استاد ميرفتم تا بهم بگه چيكار كنم
وقتي پيداش كردم بهم گفت شما از من سوال كنيد وتا اخر جلسه هم بشينيد![]()
واي كه چه حالي داشتم انگار تموم دنيا را بهم داده بودند![]()
رفتم سر جلسه از شانس بدم توي كلاس افتاده بودم
همون اول استاد پيدام كرد
وقتي امتحان شروع شد مراقب كه يه خانوم ناناز بود
كه فكر كنم از شانس
چشمش منو گرفته بود
چون چشم ازم بر نميداشت![]()
بار اول كه استاد داخل كلاس شد به علت اينكه مراقب نازنين روي شوفاژ بغل دست من نشسته بود از استاد سوال نکردم
بار دوم از مراقب خواهش كردم استاد را صدا كنه
به اين خيال كه وقتي ميره دم در همون جا ميمونه
اما انگار مهره مارمو يادم رفته بود نيارم
چون زودتر استاد خودشو بهم رسوند
منم ديدم ديگه وقت نيست
از استاد سوال كردم و استاد با مدادش 3 تا از تستها را علامت زد
ولي در چه حالتي واي واي ... ![]()
مراقب چند قدمي من و استاد بود
به اين صورت كه وقتي استاد برگشت صورتشون با هم مماس شد
استاد سريع خارج وشد
من موندم ونگاه سنگينه مراقب كه ديگه داشت گريم ميگرفت ![]()
![]()
![]()
انقدر نگا هش سنگين بود كه قدرت نداشتم همون 3 تا تست را وارد كنم![]()
![]()
![]()
بگذريم![]()
![]()
![]()
من اميدوار تا اخر جلسه نشتم
ولي ديگه از استاد خبري نشد
منم 10 دقيقه اخر مشغول سياه كرده برگم شدم![]()
نتيجه:![]()
هر چقدر هم كه مطمئن هستي باش تا به روز من دچار بشي![]()
به امید دیدار دوباره![]()



