تبليغاتX
جمعه بازار
راز عشق 
 

عاشق نبودی تو من عاشقت بودم

در قبلگاه عشق بودی تو معبودم

ارام واسوده در خواب خوش بودی

یه لحظه من بی تو هرگز نیاسودم

من با نفسهایت نام تو را خواندم

کاش ای هوسبازم با تو نمی ماندم

روزی که میگفتی من با تو میمانم

روزی که میگفتی من بی تو میمیرم

روزی که با عشقت بستی به زنجیرم

بازنده من بودم این بوده تقدیرم

خوش باوری بودم پیش نگاه تو

هر دم ز چشمانت خواندم کلامی نو

عشق تو چون برگی در دست طوفان بود

دل کندن و رفتن پیش تو اسان بود

روزی به من گفتی دیگر نمی مانم

گفتم که میمیرم گفتی که میدانم

باور نمی کردم هرگز جدایی را

ان امدن با عشق این بی وفایی را!!!!!!!!!!!!

خانومی

|+|
نوشته شده توسط شقایق در سه شنبه پنجم شهریور 1387 و ساعت 23:20
حزانت عشق 
 

این غم که تو صدامه زخم شب گریه هامه

یاد یه عشق کهنست که هنوزم باهامه

با ما که راه نیومد این روزگار نامرد

صدای من به جز تو رو هر دلی اثر کرد

غصه واشک وحسرت اول مشق عشقه

حالا همه میدونن که مشکی رنگ عشقه

کاشکی میشد یه روزی بشی تو مهربونتر

سر بزاری رو شونم خودم برات بخونم

دلم واست تنگ شده جونم میخوام ببینمت نمیتونم

بین ما دیوارهای سنگی حاصل یک عمر میدونم

پنجره چشمای تو کاشکی به چشمام وا بشه

این بغض چند ساله ی من از تو گلوم رها بشه

من که فراموش کردنت چرا واما داشت برام!!!!!!!!

بابای بارونت میشم بیا وگم کن گریه هات

واست دلم واست تنم واست تموم شد زندگیم

از تو دوباره من شدم با تو حروم شد زندگیم

واست دلم واست تنم ای سر پناه خستگیم

ارامش وجود من بی تو حروم شد زندگیم

از یه بغض قدیمی ببین کجا رسیدم میون این جمعیت هرگز تو را ندیدم

چه باشی چه نباشی از عاشقی میخونم

تا اخرینه عمرم یه مشکی پوش میمونم!!!!!!!!!!!!

خانومی

|+| نظر بدهيد
 
|+|
نوشته شده توسط شقایق در سه شنبه پنجم شهریور 1387 و ساعت 23:12
مرام عشق 
 

رفتمو تنهات میزارم با یه دنیا گله ..واسه دست کشیدن از عشقت چاره شده فاصله..

روزی که چشماتو با تو دیدم چشم از همه بریدن اما دریغ از چشم تو!!!!!!!!!!!!!

دیگه تمومه.. شادی حرومه..به قلب خستم زدی نشونه جونم

دیگه نمیخوام دل دیونه از خاطراتم چیزی بمونه جونم

ای وای از اون همه احساس شد پرپر نگاه تو

حیف از دلی که با جونم میرفت به راه تو

حالا که دست دل سنگت رو شد واسه دل خستم

میخوام بدونی چشمامو روی تو بستم

رفتیو قلب تو تنهاست بین این همه سیاهی

حالا ببین بدون من چه سخت ه بی پناهی

روزی که بریدی از من گفتی اسونه رفتن!!!!!!!!!!!!!!!!

اما دریغ از عشق من!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

خانومی

 

 

|+|
نوشته شده توسط شقایق در سه شنبه پنجم شهریور 1387 و ساعت 22:58
خیانت 
وقتی قراره عمر عشق سر برسه بهتر قصه به اخر برسه

بهتر دور نریزیاشکاتو بهتر هدر ندی گریه هاتو

وقتی قراره عاشق من نباشی بهتر دیگه از من نباشی

میرم وخط میکشم رو اسم تو میرم و باطل میشه طلسم تو

وقتی قراره که عشق بشه یه خاطره بهتره خاطره از یادم بره

حس میکنم که دیگه وقت رفتنه جاده مثل سایه دنبال منه

وقتی ادم تو عاشقی بد میاره وقتی که هیچ کسی را دوست نداره

بهتر دور نریزی اشکاتو بهتره هدر ندی گریه هاتو

تو باید یاد بگیری که عشق چیه؟بدونی عاشق وچشم براه کیه؟

وقتی قراره عمر عشق سر برسه بهتره قصه به اخر برسه!!!!!!!!!!!!

خانومی

|+|
نوشته شده توسط شقایق در سه شنبه پنجم شهریور 1387 و ساعت 22:50
بازیچه عشق 
 

جایی نذاشتی واسه خوبی ای نانجیب دوست دارم بکشمت ای رو سیاه دل فریب

یکی از همین روزا میکشمت به اون خدا.. که بشه عبرت مردم نکنن یارو رها

اونیکه ادعا میکرد تا ته خط یار منه حالا واسم ادم شده داره دورم میزنه

ای دختر ای پسر پس تو سریع رام نشی تا بهت گفت که میخوامت سریع عاشقش نشی!!

کی میدونه تو دل اون نا نجیب چی میگذره

چه دروغا که نمیگه تا بهت دست بزنه!!!!!!!!!!!

خانومی

|+|
نوشته شده توسط شقایق در سه شنبه پنجم شهریور 1387 و ساعت 22:36
کاربن عشق 
زخمای رو دلم یکی دو تا نیست

واسه زخم تازه دیگه جایی نیست

داشتم فراموش می کردم دیگه تو را

تو را خدا برو...

این دل دیگه مال تو نیست

دنبالش نیا مال تو نیست

از همون راهی که اومدی برگرد

این دل دیگه مال تو نیست

فکر کردی که اگه بری تا کی میشینم پای تو؟

سخت بود فراموشیت ولی کسی اومد به جای تو..

یه فرشته ی واقعی نقاب به چهرش نمی زد

اون اصلا مثل تو نبود زخمی به قلبم نمی زد

عکستو اتیش زدمو عشقتو کشتم تو دلم

دیگه اجازه نمیدم بازی کنی با این دلم

این دل دیگه نمیخوره این بار دیگه گول تو را

حتی حاضر نیستم بیارم به زبون اسم تو را...

 

خانومی

|+|
نوشته شده توسط شقایق در سه شنبه پنجم شهریور 1387 و ساعت 2:12