تبليغاتX
جمعه بازار
انسانیت 
 

                      """ به نام انکه اشک را افرید که سرزمین عشق اتش نگیرد """

یه کره خاکی بود ویه خدای بزرگ ومهربون بندهاشو ردیف کرد میخواست قصه سرنوشتو رو بیشونیشون حک کنه یه قلمی داشت اسم اون قلم:قلم نوک طلا بود واسه همه با اون قلم نوک طلا نوشت قصه خوب سرنوشت اما به من که رسید جوهر قلم تموم شد یه بر از مرغ سیاهه غم شکست و نوشت قصه تلخ سرنوشت

چرا ما ادما خودمونو اذیت میکنیم میدونیم به هر چیزی دل ببندیم یه روزی فنا میشه بس:

امید به اینکه به جایی که من الان هستم برسید چرا که من به کسی دل بستم که فنا ناپذیره

 

""انسانیت"" نه تنها یه کلمه نیست بلکه یه عمر زندگیست

الف:اهل شدن

نون:نشاتی از خدا

سین:سرور

الف:ارامش

نون:نمو

ی:یکی شدن با حق

و

ت:تهی شدن از دنیا



""""خدایا در کلبه درویشی خود چیزی دارم که تو در عرش کبریایی خود نداری

من همچو تویی را دارم و تو همچو خودی را نداری"""

 

ابجی شقایق

 پیوست:

قشنگترین زمانی که میتونی خدا را صدا کنی وقتیه که به خاطر حمد صداش کنی

(بابایی)
 

|+|
نوشته شده توسط شقایق در جمعه دوازدهم مهر 1387 و ساعت 3:37